محمد تقي جعفري
183
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
شرق و غرب سراغ نداريم كه به دانستنىهاى خود ، با اعتقاد كامل بنگرد و از عهدهء پاسخ به همهء سئوالاتى كه به اعماق معلومات او نفوذ مىكند ، برآيد . اگر بخواهيم آن سئوالات را جمعآورى كنيم ، مجلدات متعددى را بايد براى اين كار اختصاص بدهيم و همچنين مجلدات ديگرى لازم است كه « نمىدانم » هاى فلاسفه و دانشمندان را در آنها جمعآورى كنيم . در چنين جهان اسرارآميز و با اين محدوديت مغزهاى متفكرين ، « دريافتن همهء حقايق و ديدن واقعيات » كه در بارهء على ( ع ) پذيرفته شده است ، يك موضوع معمولى نيست ، بلكه شگفتانگيز - ترين مسئله ايست كه بشر سراغ دارد . با قطع نظر از ابن سينا ، فلاسفه و عرفاى كثيرى مسئلهء ديدن بىپردهء واقعيات را در بارهء على ( ع ) قبول نمودهاند از آن جمله جلال الدين مولوى است كه مىگويد : اى على كه جمله عقل و ديده اى شمّه اى وا گو از آنچه ديده اى دوم - حسن بن يسار بصرى - از مشهورترين فقها و دانشمندان قرن اول هجرى : « علىّ بن ابي طالب ، ربانّى امت اسلامى و داراى عظمت و سابقه منحصر و نزديكى با پيامبر اكرم . او هرگز از امر الهى غفلت نورزيد ، و در راه دين هيچ ملامتى در او تأثير نداشت » ( 1 ) . توضيحى در جملات حسن بصرى آگاهى و گرايش دائمى به امر الهى و نپذيرفتن هيچ ملامت و خواهش و تهديد در راه خدا دليل روشنى است به همان مطالبى كه ابن سينا در بارهء واقع يا بى بىپردهء على بن ابي طالب بيان نمود . اين همان موضوع است كه جرج جرداق بعنوان مطلقيابى على مطرح كرد . و همان است كه جبران خليل جبران با مفهوم ارتباط با روح كلى تعبير نمود . سوم - ابن ابى الحديد - شارح نهج البلاغه كه بتازگى در 20 مجلد تجديد چاپ شده است از مطلَّعترين علماى تسنّن و متفكر در فلسفه و كلام و صاحبنظر در تاريخ اسلام :
--> ( 1 ) شرح نهج البلاغه - ابن ابى الحديد - مقدمه ص 5 .